محمد مهريار
117
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
آمده است . به اين طريق مىبينيم كه از باب علقهء حال و محل ، واژهء اسب معادل اسپه ، معادل اسفه در نام اين ديه نيز ديده مىشود . براى اينكه گفتنىها را در اين مورد به تمام گفته باشيم ، در زير فهرستى ( نه تمام بلكه ناقص ) از نام اينگونه امكنه كه واژهء اسب و تحريف يافتهء آن به صورت اسف وجود دارد مىآوريم . 1 - اسفه 2 - اسفه سالار ( اسفهسالار ) 3 - اسفرجان 4 - اسفرنجان 5 - اسفهران معادل اسفهلان ( اسفريز ) اسفاجرد 6 - اصفهان معادل اسپهان معادل اسپاهان 7 - اسفدان 8 - اسفيجان 9 - اسفزار 10 - اسفيان خوسف معادل هوسف معادل هوسپ به معنى خوب اسب . « 1 » اين فهرست نمونهء مختصرى از امكنه و محالى بود كه بهخاطرم رسيد و در اينجا آوردم و اگر استقصا را بيشتر كنيم در اطراف كشور نامهاى بسيار همانند اين امكنه كه در تمام آنها كلمهء اسب و يا تركيب آن به كار رفته است خواهيم ديد . علاقهء مردم ايران به اسب و اسبسوارى چيزى است كه از قديم پارسيان كهن بدان شهره بودهاند و در متون يونانى تاريخ از اين خصوصيت ياد شده است و از جمله گزنفون در رسالهء تربيت كورش خود به تفصيل از آن سخن مىگويد . « 2 » اسفهران Esfe ( a ) hr n به كسرهء همزهء اول و سكون ثانى و فتح « فا » كه در عرف عامهء لهجهء اصفهانى فتحهء « فا » تا به حد ابتذال به جاى تلفظ « ها » كشيده مىشود . اسفرون امروز نام ديهى است كمابيش معتبر كه برحسب سرشمارى سال 1345 جمعيت آن 301 نفر برآورد شده است . « 3 » دربارهء وضع عمومى و كيفيت حضارت و شيوهء معيشت مردم آنجا وقتى كه از دهستان لنجان گفتوگو كنيم بهطور تفصيل سخن خواهيم گفت . « 4 » اينجا فقط بگوييم كه هرچه فعلا در
--> ( 1 ) - براى معانى نام اين امكنه و امكنهء مشابه ن . ك . به : ذيل هر عنوان در همين كتاب . ( 2 ) - در مورد وارد شدن كلمهء « اسب » در نام اصفهان و امثلهء مشابه آن و تغييراتى كه مىتواند هنگام تعريب در صورت كلمه حاصل شود در بحث از واژهء اصفهان به تفصيل گفتوگو شده است . نگاه كنيد ذيل همين عنوان . ( 3 ) - جمعيت اسفهران در سال 1375 به 932 نفر رسيده است . ( 4 ) - برحسب آنچه در نشريهء 289 م . آ . ا . ص 13 كه ملاك تعداد ديهها در پژوهش ماست اين ديه را جزو دهستان اشترجان به حساب آوردهاند و ما خود مىدانيم كه ديه اشترگان از قديم جزء روستاى كهن لنجان بهشمار آمده است از اينرو ما هم آن را به لنجان منتسب داشتيم .